آسیب های اجتماعی(نوپدید)
با تاکید برتئوری های زیربنایی و راهکارهای مقابله ای
دکترمهرانگیز شعاع کاظمی
عضوهیئت علمی دانشگاه الزهرا(س)
مهرآورمومنی جاوید
دانشجودکتری مشاوره وراهنمایی
فصل اول : ماهواره وآسیب های ناشی از آن
نتیجه گیری:

از یک سو به راحتی می توان از رابطه ی مستقیم گرایش خانواده و دوستانو گرایش فرد به ماهواره،به این نتیجه رسید که آنها رابه طورکلی به عنوان افراد جامعه درنظر گرفت و از سوی دیگر در سیاست های اعمال شده درباره ی استفاده شهروندان از ماهواره،لزوم همسویی وتوجه به گرایش های افراد جامعه،درتبیین سیاست های مورد استعمال،بیشترضروری به نظر می رسد. شبکه های ماهواره ای
در ایران همانند سایر کشورها،مخاطبان عام و خاص خود را دارند وظرف همین چندسال،خواه ناخواه،افراد بسیاری را جذب خود کرده اند. از جمله علل این امر نیز جذابیت بالا،تنوع و به روز بودن برنامه های ماهواره ای پخش می شود. نباید چشم خود را بر بوی واقعیت ها بست و اگر آمار دقیقی در دسترس بود، می شد به واقع نشان داد،چند درصد مردم مستقیم یا غیر مستقیم از این وسیله استفاده کرده و یا می کنند. چنانکه در این تحقیق آمار ها نشان می دهد که ۷۷ درصد پاسخگویان، گرایش به استفاده از ماهواره را دارند و ۷۰درصد به طورمستقیم از ماهواره استفاده می کنند.در هر صورت از نظر ارتباطی واطلاع رسانی برای یک سیستم اجتماعی و به خصوص از دید یک نظام دینی ضروری به نظر می رسد که در قبال این پدیده موضع گیری و تکلیف خود را با آن مشخص کند.البته بدیهی است که اگر رسانه های داخلی یک کشور نقش ضعیفی در جذب مخاطبان خود داشته باشند، رسانه های بیرونی این نقش را قوی تر ایفا خواهندکرد. هرچه جذابیت های یک فرهنگ(که به واسطه ی این پدیده ی ارتباطی به ما عرضه می شود) ، بیشتر باشد، احتمال یافتن مخاطب و طرفدار، درسایرفرهنگها برای آن بیشتر خواهد بود و این امرکارکرد تبلیغاتی پنهانی دارد که برای غولهای رسانه ای و کشورهای حامی آنها بسیار حائز اهمیت است. از مهمترین کارکردهای شبکه های ماهواره ای تحت تاثیر قرار دادن ارزش ها و زیر ساخت های فرهنگی جوامعی است که درآن ها مخاطب یافته اند. کم نیستند کسانی که امروزه شیوه زندگی وحتی نوع حرف زدن اصطلاحات و لحن کلام آنها با فرهنگ ایرانی همخوانی ندارد. ای نکته ای است که در دهه اخیر تحت عنوان «تهاجم فرهنگی» از آن یاد شده است. البته ارتباط میان تهاجم فرهنگی وماهواره باید مورد بررسی قرارگیرد: چرا که هر وسیله فرهنگی دیگری نیز میتوانست این نقش را داشته باشد و این رسانه، تنها منبع تاثیر گذاری بر فرهنگ عامه نیستند.ماهواره درمیان عامه ی مردم بخصوص کسانی که با زبانهای خارجی آشنایی ندارند، چه کارکرد وچه جایگزینی داشته ودارد؟ اگر بخواهیم با دیدی باز به موضوع بنگریم، بلافاصله بحث سرگرمی، برنامه های جذاب، پخش انواع شوهای تلویزیونی و موسیقی عوام پسند، ضعف رسانه ای داخلی در جذب مخاطب و تولید برنامه های مورد علاقه ی مردم و عقب ماندن در رقابت با این شبکه ها مطرح می شود البته عده ای نیز از بعد سیاسی به قضیه نگاه می کنند و تمایل مردم به این وسیله را نشانه رشد شعور و آگاهی سیاسی آن ها و علاقه به اطلاع رسانی شفاف و به دور از هرگونه سانسور خبری می دانند که البته بلافاصله در دیدگاه متقابل بحث های مربوط به تهدید امنیت ملی از طریق کنترل شبکه های ماهواره ای مطرح می گردد. برای عده بسیاری ماهواره تنها وسیله گذراندن اوقات فراغت و جایگزینی برای برنامه ای داخلی است. وقتی این عده علت این انتخاب را بپرسید، ممکن است به عدم جذابیت برنامه های داخلی اشاره کنند. البته باید سیاست های حاکم بر رسانه های گروهی را با نیاز های روز و توقعات جامعه سازگار سنجید و نگاهی جدی تر به خصوص به جامعه جوان و نیازها و خواسته های آن در حوزه اندیشه داشت. این سرگرمی درست از همان نوع است که فرضاً یک راننده تاکسی در اتومبیلش برای فراموش کردن هیاهوی اطراف، فضایی خاص در داخل خودروی خود ایجاد می کند.نکته قابل توجه، نحوه مواجهه ما (وقتی می گوییم «ما» منظور هم مسئولین و هم مردم عادی) با این پدیده است. سؤال اینجاست که آیا می توان جلوی استفاده از شبکه عظیم و جهانی اینترنت را نیز که کارکردهایی فراتر از شبکه های ماهواره های دارد،گرفت؟ آیا می توان میلیون ها لوح فشرده ی رایانه ای را که انواع و اقسام فیلم ها و برنامه ها و برنامه ها را در خود دارند نیز جمع آوری کرد؟ آیا می توان انواع و اقسام دستگاه های ویدئو و… را نیز به بهانه سست شدن پایه های ارزشی جامعه جمع آوری کرد؟ مشکل اساسی این است که رابطه و تعامل میان مقولات فرهنگ، تکنولوژی و دین و حوزه هریک در نظام اجتماعی ما هنوز چندان مشخص و روشن نیست و کمتر کسی به خود زحمت بررسی و تحقیق در این مورد را می دهد. با این تفاسیر، راه حل های سطحی و کوتاه مدتی که هراز گاهی در عرصه های مختلف ارائه می شود، چندان بی مناسبت نیستند. جامعه دینی ما در مواجهه با پدیده هایی که محصول غرب هستند، همواره دچار دلهره بوده است. چرا؟ اما این نکته را نباید فراموش کرد که ترس از سیطره ی غرب و کوشش برای رهایی از آن، موجب غفلت بزرگتری می شود. ما اغلب در اموری از این قبیل سعی کرده ایم که چشم ها را بر آن چه در واقعیت می گذرد، ببندیم و عمل خود را حتی اگر غلط باشد، مصرانه تکرار کنیم. چرا به خود جرأت و زحمت نمی دهیم تا راهکارهای فرهنگی بلند مدت و عمقی برای مواجهه با چنین پدیده هایی بیابیم؟ چرا فرهنگ استفاده ی درست از این چنین وسایلی آموزش داده نمی شود و چرا سعی بر آن نیست که از این پدیده های جهانگیر درست استفاده شود؟ به نظر می رسد که ما باید در زیر ساخت های تربیتی جامعه خود نیز بازنگری کنیم، تا بتوانیم استفاده درست از محصولاتی این چنین را به صورت فرهنگی نهادینه در آوریم: زیرا نمی توان صرفاً به این دلیل که پدیده ای دارای مضراتی است، آن را کنار گذاشت و با صرف هزینه های هنگفت در جهت اعمال روش های بازدارنده با آن برخورد کرد.به نظر می رسد در شرایط اجتماعی و اقتصادی فعلی فشارهایی که برای اعمال قانون از بالا بر مردم وارد می شود، در بلندمدت کلیت نظام اجتماعی را به خطر خواهد انداخت و در حال حاضر آستانه ی تحریک پذیری در سطوح گوناگون جامعه بسیار پایین است و ایجاد فشارهایی از این دست بر شهروندان به هیچ وجه مطلوب نیست. براساس دیدگاه های ارزشگرا مهم این است که جامعه با شیوه های مختلف به سمت اخلاقیات سوق داده شود و این موضوع به خودی خود تبدیل به مسأله ای تضاد برانگیز و غامض می شود که رویکرد غالب سیاسی با آن مواجه است. نخستین جوانه های بی تعهدی و سکوت منفی شهروندان نیز هنگامی سر باز می کند که شدت و ضریب این اعمال قانون بر شهروندان بیشتر از متولیان آن باشد. نمود بارز افت آستانه تحریک که از آن یادشد، را می توان در رفتارهای گوناگونی برای ساختن فضاهایی که برای فراموشی وضعیت بیرونی صورت می گیرد،(و نیز رواج گسترده و پنهان مصرف مشروبات الکلی برای فراموشی های آنی و البته موقتی) مشاهده کرد. حتی همین موضوع که در اغلب ماشین هایی که سوار می شویم، ترانه ای با صدای بلند، به گوش می رسد، نمودی از ساختن همان فضای مجازی در مرتبه ای کوچکتر است. آیا می توان در این مورد هم افراد و درون خودروهای آنها را مسدود نمود؟ با ممنوعیت شبکه های ماهواره ای باز هم راه حلی عمقی و ریشه ای ارائه نکرده ایم، بلکه تنها صورت مسئله را پاک کرده ایم و روی این کهنه زخم را پوشاندهایم. ما در دنیای تکنولوژی و اطلاعات باید از بستن و جمع کردن و ایجاد محدودیت، به سمت ایجاد فرهنگ استفاده ی صحیح حرکت کنیم.درمقام مثال مادر یک میدان اسب سواری قرار گرفته ایم که باید درآن نحوه ی سوار شدن بر مرکب و حرکت با آن را بیاموزیم، چرا که در این میدان کسانی که ناشی باشند، به زمین کوفته می شوند. مسلم است هنگامی که تربیت ذهنی شهروندانی که با این پدیده مواجهند، ریشه در محرومیت ها یا نوع طلبی های افراطی و هرزگونه داشته باشد،کنترل از بیرون نیزالزامی جلوه خواهد داد. اصولاً از سالها پیش با ورود پدیده هایی از این دست به جوامع شرقی نیاز های تربیتی جدیدی در آنها شکل گرفته که اندیشمندان این حوزه باید به آنها بپردازند.دیریست که بنیان های فرهنگی ما دسخوش جریان های نامرئی شده اند که برنامه های ماهواره ای تنها بخشی کوچیک از آن است وما می پنداریم که با سنگ انداختن های کوچک خود قادریم در برابر سیل سد بسازیم. اعمال روشهایی چون: ایجاد پارازیت روی شبکه های ماهواره ای و یا انسداد آنها راه حل هایی موقتی وسطحی اند و واکنش مسدود کردن شبکه ها از سوی قانون گذاران در بیرون می بایست طی یک روند بلند مدت که قسمتی از آن با آموزش حاصل می شود، به یک فرایند درون ذهنی ویک رفتار در راستای استفاده صحیح تبدیل می شد. پرسش دیگر این است که آیا از طریق عکس، فیلم،نوار فروش های کنار اطراف میدان ها بزرگ شهر ها نمی توان برنامه های سانسور شده را با صرف کمی از هزینه به دست آورد؟ گذشته از تمام این امور ما هنوز موفق به شناخت و بهره گیری از تمامی ظرفیت ها و امکانات این پدیده ی ارتباطی به نفع عامه ی مخاطبان آن نشده ایم.(به عنوان مثال در حوزه ی آموزشی) در این میان مسلماً شناسایی و معرفی کانالهایی که با این هدف فعالیت می کنند، در سوق دادن مخاطبان به برنامه های سودمند مؤثر خواهد بود.
پیشنهادات:
-اتخاذ سیاست های اقناعی و ایجاد شناخت لازم درمورد سوء تماشای برنامه های بیگانه از طریق طرح گفتگوی جوانان و همچنین همسوسازی برنامه های تلویزیون بر اساس خواسته های منطقی دانش آموزان.
-ایجاد تنوع و جاذبه در برنامه های تلویزیون ایران و تلاش در جهت جلوگیری از سانسور برنامه ها.
-برنامه ریزی جدی در خصوص متنوع و پربار نمودن برنامه های تلویزیون ایران به ویژه در فصل تابستان به توجه به اوقات فراغت دانش آموزان و مساعد بودن هوا جهت استفاده از برنامه های تلویزیون بیگانه.
-از طریق آموزش های منطقی به ویژه با استفاده از امکانات وبرنامه های آموزش و پرورش مانند آموزش خانواده شرایط را برای نهادینه کردن دیدگاه ها و ارزش های مورد اجماع فراهم شده تا لااقل تفاوت معنی داری بین فرزندان خانواده های مذهبی یا فرزندان خانواده های غیر مذهبی فراهم آید.
-استفاده از ابزار های غیرمستقیموپرهیز از افراطی گری و حساسیت های بیش از اندازه.
-استفاده از شخصیت های موجه در رسانه های گروهی و هماهنگی بین گفتاروکردار در زندگی فردی و اجتماعی.
-پخش برنامه های جاذب، فیلم های سینمایی مناسب، عدم شرکت دردرگیری های سیاسی و جناحی،اتخاذ شیوه های تبلیغ مناسب مذهبی، دعوت مخالفان و موافقان در میزگردهای مختلف و برخورد منطقی با قضایا، ارائه الگوهای منطقی جهت الگوپذیری جوانان.
-رسالت اصلی مسئولان فرهنگی، ایمن سازی افراد به ویژهجوانان و نوجوانان دربرابر هجوم بیگانگان وافزایش قدرت مقاومت آنان است. ایمن سازی تنها با برنامه ریزی هماهنگ و درازمدت برای فرهنگ سازی دینی، گسترش شناخت معارف الهی و تنومند ساختن باورهای اصیل دینی در جامعه، میسر است که می توان با گذشت زمان افراد جامعه را به خودآگاهی و خودباوری برساند. به دیگر سخن، از برخوردهای فیزیکی و محدودیت آفرین در استفاده از ماهواره و اینترنت و… نیز تنها باید به عنوان تکمیلی و یکی از راه های ایمن سازی بهره برد.
-اگر محدودیت آفرینی در استفاده از برنامه های ماهواره بدون جایگزین کردن برنامه های سازنده و مورد علاقه جوانان باشد به نتیجه نخواهد رسیدوجوانان به انحرافات و مشکلات دیگری دچار خواهند شد. بنابراین، با انتخاب برنامه های مناسب با جایگزین کردن فعالیت های دیگر به جای تماشای برنامه های ویرانگر ماهواره ای می توان از پیامدهای منفی آنها پیشگیری کرد.

فصل دوم: آسیب شناسی اثرات استفاده ازاینترنت

نتیجه گیری:
درگذشته هویت افراد و روابطشان با دیگران وابسته به فضای مادی ای بود که در آن زندگی می کردند و مکان عنصری تعیین کننده بود. اما درحال حاضر بواسطه ظهور تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، محدودیت های زمان و مکان از بین رفته وفرد دیگر به مکان محلی و بومی خود وابسته نیست، بلکه می تواند مرزهای جغرافیایی را طی کند و با جهان بزرگتری در ارتباط باشد. تکنولوژی های جدید بر زندگی جوانان نیز بی تأثیر نبوده اند. تنوع طلبی و نوجویی از ویژگی های نسل جوان است که جوانان را به مصرف کننده عمده این تکنولوژی ها و محصولات تبدیل می کند. البته آشنایی دختران و پسران جوان ایرانی و مسلمان با اینترنت، تقارن خجسته ای برای رشد و تکامل اندیشه های نو و با هویت خواهد بود، به شرط آنکه با هدایت و کنترل این استعدادهای بالقوه از میزان اسیب ها کاسته شود ودر جهت توسعه فرهنگی استفاده شود. به همین منظور، والدین و مسئولین برای استفاده بهینه نوجوانان را از اینترنت، ضمن کنترل منطقی آنها، باید از یک سو با ایجاد روابط صمیمانه فضایی راحت برای ابزرا عقیده و نظر نوجوان فراهم آورند و از سوی دیگر، با افزایش آگاهی و دانش خود نسبت به فناوری اطلاعاتی تلاش نمایند تا حالت منفعلانه ای در قبال نسل جدید نداشته باشند و ضروری است که پیش از شیوع خطرات اینترنتی در بین نوجوانان جامعه ما، تدابیر امنیتی مناسبی اندیشیده شود و مفاهیم مبتنی بر فناوری ارتباطی روز و خطرات احتمالی و نحوه استفاده صحیح از آن توسط رسانه های جمعی، برای نوجوانان کشور، به عنوان یک نیاز ضروری و فوری قلمداد شده،آموزش داده شود. واقعیت این است که جامعه کاربران میلیونی اینترنت کشور ۱۰ سال آینده، امروز تعلیم می بینند. هر اندازه این تعلیم، براساس درک بیشتر وتوجه به قابلیت های کودکان استوار شده باشد، خطر آسیب پذیری نوجوانان و جوانان کشور از فعالیت های مبتذل فرهنگی غرب از طریق فنّاوری روز، کاهش می یابد و راه حضور صحیح و روشمند نوجوانان ایرانی در اینترنت هموارتر می گردد.
پیشنهادات:
۱٫آشنایی والدین با کامپیوتر و نحوه استفاده از اینترنت.
۲٫آشنایی والدین با سایت های مفید وآموزشی برای معرفی به فرزندانشان.
۳٫بالا بردن آگاهی والدین نسبت به خطرات وپیامد های سوء اینترنت و آسیب پذیری نوجوانان در مقابل آن.
۴٫صحبت با فرزندان درمورد نحوه استفاده از کامپیوتر از سوی آنان و خطراتی که در هنگام آنلاین شدن ممکن است آنها را تهدید کند.
۵٫قرار دادن کامپیوتر در محلی که بتوان فعالیت های فرزندان را تحت نظارت قرار داد.
۶٫گذاشتن برنامه مشخص برای استفاده از کامپیوتر و محدودکردن آنها.
۷٫همراهی والدین با فرزندان در هنگام استفاده از اینترنت و راهنمایی به آنها.
۸٫استفاده از نرم افزارهای فیلترکننده برای جلوگیری از مشاهده محتویات نامناسب.چنین نرم افزارهایی همچنین میتوانند نشانی تمام سایتهایی که کودک به آنها سر زده را ثبت کنند تا والدین بعدآنها را بررسی کنند.
۹٫ایجادفضایی مناسب برای تعاملات صمیمانه بین والدین و فرزندان.
فصل سوم : جرایم اینترنتی

نتیجه گیری:
با توجه به پیشرفت تکنولوژی و اطلاعات، بطور یقین افرادی سودجو و فرصت طلب نیز با فراگیری دانش درصدد سوء استفاده از تکنولوژی می باشند که این افراد سودجو، امکاناتی را که توسعه تکنولوژی برای جامعه بشری به ارمغان می آورد دست خوش امیال و اغراض خود ساخته و باعث ایجاد مشکلاتی برای استفاده کنندگان از تکنولوژی گردیده وباعث ایجاد شبهه و تردید برای استفاده صحیح از این امکانات و تکنولوژی شده اند. تاجائیکه امروزه توجه دولتمردان،حقوقدانان،متخصصین در امر تکنولوژی را به خود معطوف کرده است. هرچه بیشتر تکنولوژی کامپیوتری توسعه یابد جرائم کامپیوتری نیزتوسعه پیداخواهدنمود. ولی قوانینی که بتواند با این جرائم برخورد نماید پاسخگونخواهد بود و دولتها می بایستی قوانین خود را متناسب با جرائم نمایند. زیرا جرائم کامپیوتری با جرائم غیرکامپیوتری وکلاسیک اختلاف اساسی دارند که عبارتنداز :
اولاً: شیوه ارتکاب آنها تقریبا آسان است. ثانیاً: با منابعی اندک می توانند جسارات هنگفتی وارد نمایند. ثالثاً: جرائم کامپیوتری معمولاً درعرصه بین المللی بوده ومعلوم نیست که کدام حوزۀ قضایی صلاحیت رسیدگی ب جرم رابر عهده دارد. رابعاً: باتوجه به این بین المللی بودن جرائم کامپیوتری ممکن است در بعضی از کشورها این موضوعات به عنوان جرم تلقی نگردیده ویا حتی قانون مبنی بر مجازات متخلفان وجود نداشته باشدوباعث ایجاد تعارض گردد. لذا ضروریست که دولتها در مورد جرائم کامپیوتری قوانین کیفری و نحوه مجازات برای متخلفان تصویب نموده تا شاید بتوانند مانع وقوع بزه کامپیوتری شوند. ضمناً در ایران نیز باتوجه به رواج استفاده از کامپیوترهای شخصی و اینترنت ضروری است که قانون جرائم کامپیوتری تصویب گردد تامانع وقوع بزه کامپیوتری شود. فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب تغییر سریع ویژگی های سایر بخش ها از جمله حقوقی و قضایی شده که بیش تر به حفظ چارچوب های عمومی تمایل دارد، درحالی که جنس تکنولوژی نوآوری است که از طریقمرزشکنی اتفاق می افتد و شاید حضور این دو پدیده در کنار هم به معنای اصطکاک به نظربرسد: در این فضا جرم ها هم به تناسب رشد فناوری ها شکل جدیدتری به خود گرفتند، قضات و وکلا باید پاسخگوی تحولاتی باشند که تکنولوژی ایجاد کرده ودر نتیجه باید خودشان را برای این رویکرد پرشتاب آماده کنند و تجهیز نظام قضایی و آموزشی بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد. به گزارش ایسنا، درسال۸۵ حدود ۷۹ پرونده در مورد جرائم رایانه ای به سیستم آگاهی کشور وارد شده که این آمار درسال ۸۶ به ۹۸ پرونده، درسال ۱۲۸،۸۷پرونده ودر ۸۸ به ۱۱۱ پرونده رسید. به این ترتیب می توان گفت هرسال چند درصد، میزان ورودی پرونده به آگاهی در این حوزه افزایش داشته و این آمار در شش ماه آخرسال۸۹، به اندازه دوازده ماه سال۸۸ بوده ونشان دهنده سیر صعودی تعداد پرونده های این حوزه است.
اما به طور قطع این آمار واقعی جرایم رایانه ای درکشور در شرایطی که طبق برخی آمار تعداد کاربران اینترنت از هشت میلیون و۸۰۰ هزارنفر در سال ۸۴به۲۵ میلیون و۶۰۰ هزارنفر در سال۸۹ رسیده وضریب نفوذ۳۵ درصدی اینترنت کشور راموجب شده است، نیست بلکه حجم پرونده هایی است که در این رابطه تشکیل می شود زیرا خیلی ازجرائم به دلایل مختلفی به مرحله تشکیل پرونده نمی رسند. هرچند در حوزه زیر ساخت گسترش اینترنت در کشور و سرعت بهره برداری از آن هنوز از بسیاری از کشورهای منطقه عقبیم اما رسیدن به نقطه کنونی و درگیر کردن ۲۵ میلیون و ۶۰۰هزار نفر از جمعیت کشور با این پدیده در صورتی که با قوانین صحیح و اجرای دقیق همراه نباشد نتیجه ای جز افزایش روز افزون بزه در فضای مجازی که دیگر جزیی جدانشدنی از دنیای واقعی است را موجب می شود. مردان ۹۵ درصد متهمان فضای سایبرهستند طبق اعلام ناجا ۳۳ درصد پرونده های حوزه جرائم رایانه ای در رابطه با موضوع دسترسی غیرمجازبه سیستم ها و داده های رایانه ای شامل دسترسی های غیر مجاز درحوزه کارهای بانکی است و۳۰درصد پرونده ها با موضوع هتک حیثیت افراد ونشر اکاذیب، ۱۶درصد پرونده ها با موضوع کلاهبرداری های اینترنتی یا برنامه نوشتن و فریب سیستم، ۶ درصد بحث تخریب و اختلال در داده های سیستم و ۵درصد تکثیر غیر مجاز نرم افزارها است. طبق این آمار ۹۵ درصد متهمان این حوزه آقایان و بیش ترین متهمان در گروه سنی ۱۸ تا۳۵ سال هستند که بیش ترین آشنایی با سیستم را داشته اند. سوألی که اینجا مطرح است اینکه چقدر در کنار آموزش کاربری رایانه آشنایی کاربر با فرهنگ استفاده صحیح از فضای مجازی و تشریح قوانین جرائم رایانه ای و مجازات های آن در دستور کار سیستم آموزشی قرار گرفته است؟ پیش نویس قانون جرائم رایانه ای ایران توسط کمیته مبارزه با جرائم رایانه ای قوه قضاییه تهیه شد و لایحه آن بعد از گذشت چند سال از تهیه پیش نویس با اعمال نظر کارشناسان توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید: این لایحه شامل سه بخش جرائم و مجازات ها، آیین دادرسی و سایر مقررات است و هرکدام فصول و مباحث مربوط را در قالب مواد و تبصره های مختلف بیان می کند که بسیاری از مشکلات فضای سایبر را رسیدگی خواهد کرد. اما سؤال مهم این است که ضمانت اجرایی قانون جرائم رایانه ای کشور چیست؟ کارشناسان معتقدند در حال حاضر سه بخش می توانند به کشف جرم و پیشگیری آن کمک کنند: اول مقامات قضایی که وظیفه تعقیب جرم را دارند و دوم پلیس که به عنوان ضابط، وظیفه کشف و پیگیری جرم را دارد. همچنین مراکزی که خدمات دسترسی به اینترنت و میزبانی محتوا را بر عهده دارند و این سه بخش باید در بسیاری از انواع جرائم همکاری کنند تا نتیجه مثبتی حاصل شود.
پیشنهادات:
۱٫آگاهی بخشی به قربانیان برای جلوگیری از تکرار حوادث و صدمات سایبری و اطلاع رسانی به مجرمان بالقوه و آگاهی کامل آنها از قوانین و فعالیت هایی که جرم شناخته می شوند و نیز اطلاع رسانی برای هشدار به مجرمان در پیش گیری از وقوع جرایم سایبر.
۲٫آموزش شهروندی سایبرنتیک به کاربران فضای سایبر برای آگاهی و شناخت از فعالیتهای سالم و درست در فضای سایبر و نیز به جهت شناخت حقوق و تکالیفشان در فضای سایبر.
۳٫تدوین قوانین جامع و مانع در سطح ملی و بین المللی و هماهنگی های بین المللی.
۴٫اقدامات لازم در زمینه فرهنگ سازی جهت استفاده از فناوری های نوین همچون رایانه و اینترنت پیش از همگانی شدن آنان صورت بگیرد.
۵٫قوانین مقابله با جرایم اینترنتی و رایانه ای متناسب با سرعت رشد فناوری توسعه یابد.
۶٫ضمانت اجرایی قوانین مربوط به جرایم رایانه ای قدرتمندتر شوند.

اس ام اس هفته وحدت