اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست سرگروه علوم اجتماعی دوره دوم متوسطه در دسته‌بندی نشده - (بدون دیدگاه)

??????????

بسمه تعالی
شیطان پرستی
مهم ترین علت گرایشش افراد به فرقه های نو ظهور و کاذب میل به متفاوت بودن است، عده ای از جوانان که میل به متفوت بودن از بقیه ی افراد را دارند به قصد جلب توجه دیگران وارد این مکاتب می شوند حال اینکه از حقیقت این مکاتب هیچ اطلاعی ندارند و نمی دانند اساسا جهان بینی این فرقه ها چیست .
بنا بر این شیطان پرستی یک پدیده ی فرهنگی می باشد و با مسئله ی فرهنگی باید به صورت فرهنگ برخورد شود، برخورد انتظامی با معضل فرهنگی، به تنهایی نمی تواند پاسخگو باشد زیرا فرقه های شیطان پرستی کجروی فرهنگی اند .
اگر چه که مبلغان و رهبران این گروهها از این قاعده مستثنی هستند و قاعدتا باید با آنها برخورد انتظامی صورت گیرد . ولی افرادی که به این گروهها جذب می شوند، کسانی اند که با سر خوردگی ها و مشکلات روبرو بوده اند که باید ریشه یابی شوند از این رو باید شرایط متعادلی برای جامعه ایجاد شود مشکلی که هم اکنون باید یاد آور شویم این است که شکاف میان خواسته ها و تمنیات مردم از یک سو و امکاناتی که مردم باید در اختیار داشته باشند هم از سوی دیگر ، به درستی مدیریت نمی شود . البته میزانی از شکاف لازم است در صورتی که این فاصله به اندازه ای باشد که که قابل طی شدن باشد و اگر این فاصله زیاد باشد سر خوردگی ایجاد می کند که باعث یاس، خشونت و گرایش به گروههای نابهنجار می شود .
نوع عملکرد نظام تعلیم و تربیت هم در این حوزه اثر گذار است هنگامیکه از روش های قهری یا مقاومت برانگیز یا مقاومت بر انگیز در آموزه های دینی استفاده می شود، در نتیجه مذهب متفاوت ایجاد می شود .
کودکان خیابانی
موضوع کودکان خیابانی کم وبیش در همه جوامع مطرح می باشد و کشورهای مختلف ا قدامات مختلفی
را در این زمینه انجام داده اند . بعضی این کودکان را در مراکز ی نکهداری می کنند و گروهی معتقدند که این کودکان را به خانواده ها بسپارند و بعضی نیز براین عقیده می باشند که حتی الامکان این کودکان به خانواده های خود باز گردانده شوند در ایران به علت تعدد مراکز تصمیم گیری هنوز برنامه مدونی برای ساماندهی این کودکان وجود ندارد . اما به گفته کارشناسان بهترین روش برای ساماندهی این کودکان مراکز خیریه می باشند که تحت نظارت سازمان بهزیستی می توانند در این مورد راهگشا باشند و مهم ترین کار در این رابطه با وجود درصد بالای مهاجرت در این کودکان می توان از همان ابتدا در پایانه های مسافربری اینگونه کودکان را جمع آوری کرده و در اسرع وقت به خانواده ها باز گرداند و در صورت فقر مالی با پشتیبانی مراکز تامین اجتماعی درصد زیادی از از مشکلات این کودکان را حل کرد تا این کودکان بتوانند در آغوش خانواده پرورش یابند و دچار معضلات بعدی که در ابر شهر تهران در پیش رو دارند مواجه نگردند و همچنین با وضع قوانین بهتر در زمینه فرزند خواندگی می توان تعدادی از این کودکان را که هیچ سرپرستی ندارند به خانواده هایی که خواهان فرزند هستند واگذار کرد و در نهایت باید یک مرکز واحد متولی ساماندهی این کودکان شود .
فرار ازمنزل
فقر نیز گاه به عنوان عامل اصلی و گاه به عنوان انگیزه زمانی به صورت شرط ارتکاب بزهکاری است . مفهوم واقعی فقر محروم بودن از امکانات ابتدایی و ضروری برای ادامه ی زندگی است . نداشتن حداقل شرایط و امکانات برای یک زندگی نسبتا آسوده و عدم توانایی در تامین احتیاجات، موجب مشکلات متعدد جسمی و روانی برای فرد می شود و فرصتی برای درک ارش های اجتماعی باقی نمی ماند تعارض میان فرهنگ خانواده وو سخت گیری هایش با فرهنگ همسالان و دوستان نیز باعث انحراف و کجروی می شود . پس از خانواده ، مدرسه نقش بسیار مهمی در زندگی اجتماعی کودک و نوجوان بر عهده دارد. فرد در محیط تحصیلی که از گروهای مختلف مذهبی ، منطقه ای ، اقتصادی و اجتماعی تشکیل شده، قرار می گیرد عدم رضایت از محیط تحصیلی تحت تاثیر عوامل جسمی و روانی یا محیط خانوادگی یا وضع تحصیلی ، گذشته از فرار از مدرسه منجر به بی انظباطی ،………….. و ولگردی و ارتکاب جرایم می شود . گاه اجتماع فاسد و تبهکار ، نوجوان را به بزهکاری می کشاند . آنها با فریب نوجوان از راههای مختلف ، مثل رفع نیازمندی های آنان ، آنها را به بزهکاری وا می دارند . طبیعتا نوجوانی که به خانه و مدرسه علاقه مند نیست، به دنبال تکیه گاه و پناه گاهی می گردد و در برخورد با این گروهها به سهولت تسلیم می شوند و برای انتقام از والدین و اولیا مدرسه ، مرتکب اعمال ضد اجتماعی خواهد شد .
کودک آزاری
با توجه به محیط محافظت کننده ی کودک که سازمان یونیسف ارائه داده است چندین راهکار در جهت پیشگیری و مبارزه با کودک آزاری ارائه شده است و این راهکارها عبارت اند از :
۱) تغییر نگرش ها ۲)بحث آزاد در خصوص کودک آزاری ۳)توانمندسازی کودکان و مهارت های زندگی ۴) پایش و گزارش دهی ۵)خدمات ضروری و بازتوانی برای قربانیان ۶) تعهدات دولت
طلاق
پیشنهادات جهت تحکیم مبانی خانواده :
۱-آگاهی و ترغیب همبستگی های شهری و شهر وندی که به نوبه ی خود موجب تقویت نظام روابط اجتماعی و افزایش احساس مسئو لیت مشترک اجتماعی می گردد .
۲- اهمیت دادن به آداب و رسوم و ارزش های سنتی مر بوط به خانواده ..
۳- وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات لازم است از طرق مناسب بدون اینکه به بد آموزی منجر شود، در جهت تقویت شبکه های ارتباطی و خویشاوندی بین افراد تلااش نمایند .(جلو گیری از کاهش حس هم دردی و تعاون بین افراد خانواده تحت تاثیر زندگی شهری )
۴- گرایش مردان خانواده برای پذیرش نقش جدید زنان در جامعه با آموزش به آنان تغییر داده شود .
۵- مفهوم سازی این گرایش در زنان که استقلال مالی و رسیدن به آگاهی اجتماعی بیانگر بی توجهی و عدم تعهد اخلاقی به زندگی نمی تواند باشد.
۶- تقویت باورهای دینی باعث استحکام زندگی خانوادگی می شود.
۷- آگاهی زنان و مردان از تغییر انتظارات در نقش جدید و تغییر سبک زندگی قبل از ازدواج.
۸- ایجاد مراکز مشاوره یا متخصص برای آگاهی افراد در جهت حل برخی مشکلات خانوادگی .
شکاف نسل ها
شکاف نسل ها جامعه را از تکاپو و اشتیاق نسل های جوان و تازه نفس محروم می سازد و عرصه را بر خلاقیت و نوآوری تنگ می کند و همچنین جامعه را از از تبدیل شدن به یک یکر واحد باز می دارد ، انسجام سازنده ی آن را بر هم می زند . تجارب پر سابقه و مهارتهای ارزشمند رفتاری و عملکردی نسل های زنجیر وار را عقیم می کند و راههای پیشرفت را مسدود می کند.
جو اعتماد را ازبین می برد و منافع فرد را بر مصالح جمعی مقدم جلوه می دهد . شکاف نسل ها در میان اعضای خانواده اختلاف و پرخاشگری به وجود می آورد وبحرانهای بیرونی را به محیط امن و آرام خانواده می کشاند، بر عصبیت اجتماعی می افزاید و موضع گیری افراد و گروههای سنی علیه یک دیگر را در عرصه های مختلف موجب می شود ، پیوند های عاطفی را که لازمه حیات اجتماعی انسان است به تدریج ضعیف می کند و بیگانگی افراد یک خانوادهف فامیل، محله و شهر را با یک دیگر رقم می زند . شکاف نسل ها بحرانی است که بخران می آفریند .
اجتماعی شدن در دوره های مختلف
در گذشته افراد ۲ یا ۳ نسل در دوره های اجتماعی مشابه رشد و زندگی می کردند .رابطه دوستی میان افراد با اختلاف سنی زیاد شکل می گرفت . پدر بزرگ ها می توانستند برای نوه هایشان ار آئین و آداب زندگی صحبت کنند و این اطمینان وجود داشت که نصیحت ه و عبرت ها به کار آنان نیز می آید .
سنت ها و ثبات جنبه کاربردی داشتند و به عنوان ارش و هنجار فردی و اجتماعی پذیرفته می شدند در مقابل امروز دوره های اجتماعی شدن کوتاه است . اختلاف سنی ناچیز میان میان افراد شرایط کاملا متفاوتی برای اجتماعی شدن آنها رقم می زند، بینش و تلقی جدا گانه ای به آنها می بخشد .دیگر والدین و سالمندان حرفهای نوجوان را در نمی یابند و از دنیای فکری آنان اظهار بی اطلاعی می کنند . نصایح و عبرت ها عملا به کار نمی آیند ، رابطه ی کلامی کاهش می یابد و فاصله ی میان نسل ها بیشتر و بیشتر می شود .
نا گفته نماند کوتاه شدن دوره های اجتماعی در جوامع رو به توسعه شدت بیشتری دارد و در کشور ما وضعیت به گونه ای است که برخی از شئون یک دوره ی اجتماعی شدن حتی یک نسل را در بر نمی گیرد .
بسیار مشاهده می شود که افرادی که ۳ یا ۴ سال با یک دیگر اختلاف سنی دارند ، برای مثال فرزندان یک خانواده با هم تفاهم ندارند و ارزش ها و هنجار های متفاوتی را پذیرفته اند .
رابطه ی دوستی نیز دستخوش تغییر شده است . اختلاف سنی در گروههای دوستی به حداقل رسیده و نوجوانان و جوانان به دوستی با افرادی که بیش از ۲ یا ۳ سال با آنها اختلاف سنی دارند روی خوش نشان نمی دهند. عامل دیگری که در روند اجتماعی شدن نسل های تازه دخالت و ماهیت ساختاری آن را دگرگون می کند، منابع تاثیر پذیری است .
دیگر همچون گذشته خانواده و آداب و رسوم سنتی تنها منبع آشنایی فرد با زندگی اجتماعی نیست و اطلاعات محیطی، ارتباطات مجازی و نگرش های جهان شمول بخشی از شرایط اجتماعی شدن را تشکیل می دهند که بسیار هم پر قدرت ظاهر می شوند و حتی تاثیر خانواده سنت ها را پس می زنند .